فريد الدين العطار النيسابوري

39

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

گر يدِ بيضا نبوديش آشكار * كى گرفتى ذو الفقار آنجا قرار ؟ گاه در جوش آمدى از كارِ خويش * گه فرو گفتى به چَه اسرارِ خويش در همه آفاق همدم مىنيافت * در درون مىگشت و محرم مىنيافت . [ در تعصّب گويد ] اى گرفتارِ تعصّب مانده * دايماً در بغض و در حُب مانده گر تو لاف از عقل و از لُب مىزنى * پس چرا دم در تعصّب مىزنى ؟ در خلافت ميل نيست اى بىخبر * ميل كى آيد ز بوبكر و عمر ؟ ميل اگر بودى در آن دو مقتدا * هر دو كردندى پسر را پيشوا هر دو گر بُردند حق از حق وران * منع واجب آمدى بر ديگران منع را گر نا پديدار آمدند * تركِ واجب را روا دار آمدند گر نمىآمد كسى در منعِ يار * جمله را تكذيب كن يا اختيار گر كنى تكذيب اصحابِ رسول * قولِ پيغامبر نكردستى قبول گفت « هر ياريم نجمى روشن است * بهترينِ قرن‌ها قرنِ من است